1 گر طالب مطلوب به هر آیینی شرط است که در طلب ز پا ننشینی
2 بگذار ز سر غرور و خودبینی را خواهی اگر ای دوست خدا را بینی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 منت خدای را که خدا را شناختیم در ملک دل لوای طرب برفراختیم
2 از جان شدیم بر در دل حلقهسان مقیم تا راه و رسم منزل جانان شناختیم
1 از یک خروش یا رب شب زندهدارها حاجت روا شدند هزاران هزارها
2 یک آه سرد سوخته جانی سحر زند در خرمن وجود جهانی شرارها
1 بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها بیحاصلی است حاصل این قیل و قالها
2 حالی اگرچه رند خرابات خانهایم لیکن فقیه مدرسه بودیم سالها
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به