1 گر نباشد ورا صفات جلال نقص باشد ورا و ذاک محال
2 صفت او چو ذات اوست قدیم دایماً حی و قادر است و علیم
3 صفتش غیر نیست و نبود عین دل دانا در این ندارد غین
4 چون به معنی نه اوست او نبود ور شود زو جدا نکو نبود
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو بهتر در زمانه علم و جانست بدان کین علم جان آخر زمان است
2 ز اول تا به آخر هرچه گفتم چو دُر ناسفته بود اکنون بسُفتم
1 حدیث زلف جانان بس دراز است چه میپرسی از او کان جای راز است
2 مپرس از من حدیث زلف پرچین مجنبانید زنجیر مجانین
1 یکی دریاست هستی نطق ساحل صدف حرف و جواهر دانش دل
2 به هر موجی هزاران در شهوار برون ریزد ز نص و نقل و اخبار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به