1 از نوش جهان نصیب من نیش آمد تیر اجلم بر جگر ریش آمد
2 کوته سفری گزیده بودم، لیکن ز آنجا سفری دراز در پیش آمد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بد میکنند مردم زان بیوفا حکایت وانگه رسیده ما را دل دوستی به غایت
2 بنیاد عشق ویران، گر میزنم تظلم ترتیب عقل باطل، گر میکنم شکایت
1 روی تو، که قبلهٔ جهانست از دیدهٔ من چرا نهانست؟
2 جایی به جز از درت ندارم گر درنگری، بجای آنست
1 دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را در بر رخم چه بندی؟ بگشای مشکلم را
2 پایم به گل فروشد، تا چند سر کشیدن؟ دستی بزن برآور این پای در گلم را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به