1 فکر ذاتش داشتم صورت به یاد آمد مرا ....................................رت به یاد آمد مرا
2 «رب ارنی» گفتم و موسی صفت رفتم به کوه [خواستم دیدار] او حیرت به یاد آمد مرا
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است گوشهٔ دامن پاک و دل غمناک یکی است
2 بعد مردن نکشم منت آرایش قبر چون برد خواب گران تخت زر و خاک یکی است
1 عشق عالمسوز ما بر هم زند تدبیر را جذبهٔ سرشار ما از هم کند زنجیر را
2 بسکه شورش در دماغ طفل ما جا کرده است باز در پستان مادر می کند خون شیر را
1 هر چیز که رو می دهد از ماست که بر ماست هر چند که او می دهد از ماست که بر ماست
2 سرچشمه بود قسمت ما آب روان را این آب که جو می دهد از ماست که بر ماست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به