1 لاله را گفتم ای پری پیکر صورتت خوب و سیرتت نیکوست
2 بازگو این سیه دلی از چیست مگرت زحمتی رسید از دوست
3 گفت نی نی که زر ندارم زر زر که اسباب کامرانی از اوست
4 غنچه را بین که خرده ئی دارد می نگنجد ز شادی اندر پوست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد دشمن برای تیر وی از جان هدف نهاد
2 دارای دین طغایتمور خان که بر دلش ایزد بروز کین رقم لاتخف نهاد
1 این سعادت بین که باز اهل خراسان یافتند وین کرامت بین که از تأیید یزدان یافتند
2 بودشان از آتش محنت جگرها تافته چون خضر در ظلمت غم آب حیوان یافتند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به