1 حاجبت رگ ز دست دانستم از چه معنی از آنکه محرورست
2 رگ زند هرکه او بود محرور عذر عذرت مخواه معذورست
3 خیری خانه گر خراب شدست غم مخور تابحانه معمورست
4 من ز خیری به تابخانه شوم که نه من لنگم و نه ره دورست
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 عشق تو از ملک جهان خوشترست رنج تو از راحت جان خوشترست
2 خوشترم آن نیست که دل بردهای دل در جان میزند آن خوشترست
1 عشق تو دل را نکو پیرایهایست دیده را دیدار تو سرمایهایست
2 تیر مژگان ترا خون ریختن در طریق عشق کمتر پایهایست
1 تا رنگ مهر از رخ روشن گرفتهام بیرنگ او ببین که چه شیون گرفتهام
2 دریای من غذای دل تنگ من شدست دریای کشتیی که به سوزن گرفتهام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **