1 گرمابه سه داشتم به لوهور وین نزد همه کسی عیان است
2 امروز سه سال شد که مویم مانندهٔ موی کافران است
3 بر تارک و گوش و گردن من گویی نمدتر گران است
4 از رنج دل اندکی بگفتم باقی همه در دلم نهان است
5 پاداشن من درین غم و رنج بر ایزد پاک غیبدان است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 کس را بر اختیار خدای اختیار نیست بر دهر و خلق جز او کامگار نیست
2 قسمت چنان که باید کردست در ازل و اندیشه را بر آنچه نهادست کار نیست
1 ای به قدر از برادران برتر مر تو را شد برادر تو پدر
2 مادر تو چو مادر پدرست پس تو را جده باشد و مادر
1 تا در جهان مکین و مکان باشد بهرامشاه شاه جهان باشد
2 شاه شهاب تیر که دستش را قوس قزح سزد که کمان باشد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به