1 به خدمت آمدم دی بامدادان نبودی در وثاق مرده ریگت
2 گذارم بر طریق مطبخ افتاد بدیدم لوت و پوت همچو ریگت
3 بخار جوع کلبی از چهل گام به مغز من همی آمد ز دیگت
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 باد صبا بین که چها می کند کس نکند آنچه صبا می کند
2 مست بگلزار رود بامداد عربده با شاخ و گیا میکند
1 دلبرم هم ز بامداد برفت کرد ما را غمین و شاد برفت
2 آن همه عهدها که دوش بکرد با مدادش همه زیاد برفت
1 شاید که دل ز عشق قیامت همی کند کش آرزوی آن قد و قامت همی کند
2 ابله کسی که روی ورا دید آشکار وانگه مرا به عشق ملامت همی کند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **