1 ز روح پاک تو امدادها طلب دارم نه زاد راحله دارم نه قوت این راه
2 دگر ز حشمت و جاهت امید آن دارم که زیر چتر تو باشد مرا به حشر پناه
3 به اختیار از این آستان نمی رفتم که فرض بود مرا دیدن رسول الله
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را غبار کفر، لباس است حسن ایمان را
2 ز خط و زلف چه فرق است روی جانان را ز هم جدا نتوان کرد کفر و ایمان را
1 عشق پرشور است و ما پراضطراب یار بی رحم است و ما بی آب و تاب
2 دوش زلفش در خیال من گذشت تا سحر شب مار می دیدم به خواب
1 چو بو دهد صبحم به دست باد صبا به گردن نفس افتاده می روم از جا
2 قسم به قبضهٔ قدرت که بر سر مردان شکوه سایهٔ شمشیر به ز بال هما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به