1 آنم که قفای من جبین طلب است هر موی سرم دست گزین طلب است
2 دستم دست است، کوششم کوشش، لیکن دامان تو فوق آستین طلب است
1 هرگز مگو که کعبه ز بتخانه خوشتر است هر جا که هست جلوه ی جانانه خوشتر است
2 با برهمن حدیث محبت رواست، لیک در دام طایر حرم این دانه خوشتر است
1 امید صلح از آن با شکیب ایوب است که دشمن آشتی انگیز و دوست محجوب است
2 همین عطیه به هر حال خوشدلم دارد که هر چه رفت به عنوان خیر محسوب است
1 گر می نخورده ای ز منت انفعال چیست ای خون شرم ریخته این رنگ آل چیست
2 کی لازم است باده کشیدن ز جام زر مقصود تو اگر این است، قصور سفال چیست