1 هیون چو جنگ بر آورد و یون فکند بر او بگوش جنگ نماید همی خیال دوال
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 عنبر است آن حلقه گشته زلف او یا چنبر است چنبر است آری ولیکن چنبر اندر عنبر است
2 اصل او از زنگ و بر یک اصل او سیصد شکن هر شکنجی را که بینی ز اصل او سیصد سر است
1 ای گرفته کاغ کاغ از خشم ما همچون کلاغ کوه و بیشه جای کرده چون کلاغ کاغ کاغ
1 خدایگان خراسان و آفتاب کمال که وقف کرد برو ذوالجلال عزّو جلال
2 یمین دولت و دولت بدو نموده هنر امین ملت و ملت بدو گرفته جمال
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به