1 هرچند که بر غمم سبب گشت حسین چون نور ز دیده محتجب گشتن حسین
2 صد شکر که اندر سفر کرب و بلا قربان حسین تشنه لب گشت حسین
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مرد عاشقپیشه از کفران نعمت ننگ دارد هرچه معشوق از تغافل کار بر وی تنگ دارد
2 توشه راه محبت نیست جز بار توکل رهرو این ره چه غم از دوری فرسنگ دارد
1 دمی که باده عشترت بتان به جام کنند به نزد دردکشان ترک ننک و نام کنند
2 مدام خنده بدان می کشان زند ساغر که نان پخته خود را ز گریه خام کنند
1 نمیدانم شب هجر تو را باشد سحر یا نه دل گمگشتهام آخر وطین بیند دگر یا نه
2 ز جوی دیده دادم آب شمشاد قد سروت که تا یک روز از رفتار او بینتم ثمر یا نه
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به