1 ای دریغا کزین منور جای زیر خاک مغاک باید شد
2 پاک ناکرده تن ز گرد گناه پیش یزدان پاک باید شد
3 با چنین خاطری چو آتش و آب باد پیمود و خاک باید شد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 عارضش را جامه پوشیدست نیکویی و فر جامه ای کش ابره از مشکت وز آتش آستر
2 طرفه باشد مشک پیوسته بآتش ماه و سال و آتشی کو مشک را هرگز نسوزد طرفه تر
1 گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان گفتا ز نیست ، نیست نشان اندرین جهان
2 گفتم که ساعتی ببر من فرونشین گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان
1 پیام داد بمن بنده دوش باد شمال ز حضرت ملک مال بخش دشمن مال
2 که شمر شکر بحضرت رسید و بپسندید خدایگان جهان خسرو خجسته خصال
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به