آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر از غزالی کیمیای سعادت 48
آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد، چون انزال افتد روزه باطل شود. ,
آن که به قصد قی نکند و اگر بی اختیار وی اوفتد، باطل نشود و اگر به سبب زکام یا به سببی دیگر آبی منعقد از حلق بیرون آورد و بیندازد، زیان ندارد که از این حذر کردن دشوار بود، مگر که چون به دهان رسد، آنگاه به گلو فرو برد این روزه را باطل کند. ,
بدان که اول چیزی که به تو رسد بانگ نماز است در وقت که بشنوی، باید که معلق گردی به دل و در هر کار که باشی دست بداری که سلف چنین بوده اند که چون بانگ نماز شنیدندی، آن که آهنگر بودی اگر پتک در هوا داشتی فرو نگذاشتی و اگر کفشگر اگر درفش فرو برده بودی برنیاوردی و از جای بجستی، برای آن که از این منادی ندای روز قیامت جز ندای بشارت به وی نرسد اگر دل خویش به شادی و رغبت آکنده بینی بدین منادی، بدان که در آن منادی همچنین باشی. ,
بدان که آنچه گفتیم کالبد و صورت نماز است و این صورت را حقیقتی است که آن روح وی است بر جمله، آنگاه هر عملی را از اعمال نماز و هر ذکری را از اذکار روحی دیگر است خاص که اگر اصل روح نباشد نماز همچون آدمی مرده باشد، کالبدی بی جان و اگر اصل باشد ولیکن آداب و اعمال تمام نباشد همچون آدمی چشم کنده و گوش و بینی بریده باشد و اگر اعمال باشد ولیکن روح و حقیقت آن با وی به هم نباشد، همچنان بود که چشم دارد و بینایی ندارد و گوش دارد و شنوایی ندارد. ,
و اصل روح نماز خشوع است و حاضر بودن دل در جمله نماز، که مقصود نماز راست داشتن دل است با حق تعالی و تازه کردن ذکر حق تعالی بر سبیل هیبت و تعظیم، چنان که حق تعالی گفت، «و اقم الصلوه للذکری نماز به پای دار برای یاد کرد مرا» و رسول (ص) گفت که «بسا کسا که نصیب وی از نماز جز رنج و ماندگی نیست و این آن بود که به کالبد نماز کند و به دل غافل و گفت که بسیار بنده بود که نماز کند و از نماز وی بیش از ده یک یا شش یک ننویسند و آن مقدار نویسند از نماز هر کسی که به دل در آن حاضر باشد»، گفت، «نماز چنان کن که کسی را وداع خواهی کرد» یعنی خود را و هوای خود را وداع کن، بلکه هر چه جز حق است آن را وداع کن و همگی خود به نماز ده و برای این بود که عایشه می گوید که رسول (ص) با ما حدیث می کردی و ما نیز با وی، چون وقت نماز درآمدی گفتی که هرگز ما را نشناخته است از مشغولی که بودی به عظمت حق تعالی. ,
شاعر شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... چه کسی است ؟
شاعر شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... امام محمد غزالی می باشد.
شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... در چه دورهای سروده شده است؟
این شعر در قرن 5 سروده شده است.
قالب شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... چیست ؟
قالب شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... کیمیای سعادت است
سبک شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... چیست ؟
سبک شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... سبک خراسانی است
مضمون اصلی شعر آن که به هیچ طریق قصد نکند که منی از او جدا شود و اگر به اهل خویش نزدیکی کند نه به صحبت و برنا بود و در خطر انزال باشد،... چیست؟
این شعر در دستهبندی شعر فارسی, شعر کوتاه قرار دارد و مضمون اصلی آن شعر فارسی, شعر کوتاه است.