1 تنها هرگز نخورد خواجه در مدّت عمر خویش نانی
2 نه آنکه برد بخانه مهمان لیک او باشد طفیل خوانی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هر که چون روی تو رویی دارد سر بسر راحت دنیی دارد
2 هر که دارد دهن و زلف و خطت کوثر و سدره و طوبی دارد
1 زهی در حسرت آن چشم مخمور فتاده نرگس سرمست رنجور
2 سخن در لعل تو عقلست در جان قدح در دست تو نور علی نور
1 خیرمقدم، زکجا پرسمت ای باد شمال ؟ کش خرامیدی، چونیّ و چه داری احوال؟
2 ناتوان شکل همی بینم و گرد آلودت دم برافتاده و سست از اثر استعجال
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به