1 چهار چیز بدو چیز داد نیز هم او بخلق زهد و امان و بدین صلاح و نظام
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گه آن آراسته زلفش زره گردد گهی چنبر گه آن پیراسته جعدش ببارد مشگ و گه عنبر
2 رخی چون نو شکفته گل ، همه گلبن برنگ مل همه شمشاد پر سنبل ، همه بیجاده پر شکر
1 امید نیکی و تاج ملوک و صدر کرام بزرگ خسرو آزادگان و فخر انام
2 بمین دولت و دولت بدو همیشه عزیز امین ملت و ملت بدو گرفته نظام
1 آن لب نمزم گرچه مرا آن سازد زیرا که شکر چون بمزی بگدازد
2 چشمم ز غمانش زرگری آغازد تا بگدازد عقیق و بر زر یازد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به