1 به جان آمد مرا کار از دل خویش غمی گشتم زکار مشکل خویش
2 در آن دریا شدستم غرقه کانجا بجز غم مینبینم ساحل خویش
3 به راه وصل میپویم ولیکن همه در هجر بینم منزل خویش
4 مبادا هیچ آسایش دلم را اگر جز رنج بینم حاصل خویش
5 اگر کس قاتل خود بود هرگز منم آنکس نخستین قاتل خویش
دیدگاهها **