1 این دیده باشی هندویی کز مهر و مه بستر کند یا جادویی کز مشک تر خورشید در چنبر کند
2 گیرم تویی خورشید و مه این دو کی از زلف سیه تاجی ز عنبر برنهد وز مشک تر افسر کند
3 سروی کی آید از چمن در رقص اندر انجمن ماهی کجا گوید سخن کی گل قبا در برکند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 یار از ما کناره کرد امشب رشته مهر پاره کرد امشب
2 ماه من رخ نهفته و زهجران دامنم پرستاره کرد امشب
1 کاروان گم کرده امشب زاشک مجنون پی در آب ترسم ای لیلی کزین طوفان شود گم حی در آب
2 عکس جام و ساقی و می شد عیان در آب صاف میتوانی جست ای مخمور مفلس پی در آب
1 نمیدانم چه افغانست در گلشن هزاران را که غیر از رنگ و بویی نیست ایام بهاران را
2 چو گل هر ساعتی در دست گلچینی به گلزاری دلا سنجیدی و دیدی وفای گلعذاران را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به