1 ای همه گفتار خوب بیکردار، بیمزهای و نکو چو دستنبوی
2 روی مکن هر سوئی و باز مگرد از سخن خویش مباش چو گوی
3 گوی نهای چون دوروی گشتهستی؟ گوی کند هر زمان به هرسو روی
4 آنچه نخواهی که به درویش مکار وانچه نخواهی که بشنویش مگوی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چند گوئی که؟ چو ایام بهار آید گل بیاراید و بادام به بار آید
2 روی بستان را چون چهرهٔ دلبندان از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید
1 ای حجت بسیار سخن، دفتر پیش آر وز نوک قلم در سخنهات فروبار
2 هر چند که بسیار و دراز است سخنهات چون خوب و خوش است آن نه دراز است نه بسیار
1 ای گشته جهان و خوانده دفتر بندیش ز کار خویش بهتر
2 این چرخ بلند را همی بین پر خاک و هوا و آب و آذر
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به