1 الهی بهنگام پیری مرا تمنای نفس جوانان مده
2 میفکن بسختی و دشواریم گشاده کن آسان ز کارم گره
3 جهانی سراسر پر از دون شدست چه آن مه که هستند از ایشان چه که
4 ندارم سر کدیه زین سفلگان بگردن درم بارشان بر منه
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آنکه دست و دل او مظهر جود و کرم است وانکه در داد و دهش صد چو فریدون و جم است
2 قدوه و قبله شاهان جهان خواجه علی یاور ملک عرب داور ملک عجم است
1 دوش این سیمرغ زرین بال یعنی آفتاب گشت در مغرب نهان حتی توارت بالحجاب
2 از شفق شد چرخ مینا گون عقیق افشان چنانک خنجر کیخسرو از خون دل افراسیاب
1 یکچند بکام دلم ایام زمان داد تا عاقبتم قبله اقبال نشان داد
2 المنه لله که مرا درگه پیری لطف ازلی بار دگر بخت جوان داد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به