1 مرا از آینهٔ سخت روی سخت آید که در برابر روی تو روی بنماید
2 چو شانه دست به دندان اگر برم شاید که شانه در سر زلف تو دست میساید
3 لطیفهایست دهان تو تا که دریابد دقیقهایست میان تو تا که بگشاید
4 عروس گل ز جمال تو چون خجل نشود سپیده دم که به گلگونه رخ بیاراید
5 سر مراز سعادت به دولت عشقت جز آستان درت هیچ در نمیباید
6 عروس خاطر سلمان که با لبت پیوند کند هر آیینه زین گونه گوهری زاید
دیدگاهها **