1 ز بیگانه پرداخت بوم و برم را سواری که بر قلب زد لشکرم را
2 به دشتی که می پرورد شور عشقم مگر ناخن شیر، خارد سرم را
3 زمین بس که می بیند از صدمه، نیلی به گردون غلط می کند پیکرم را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گل بی تو مرا به دیده خار است هر سبزه چو تیغ آب دار است
2 از نقش قدم بسی فزونتر در راه تو چشم انتظار است
1 رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را مهر زبان دل مکن، نرگس سرمه سای را
2 چند نگاه تلخ تو، زهر کند به ساغرم چاشنی تبسّمی، لعل کرشمه زای را
1 گردی ز آستان تو یا مبدء النعم چشم امیدوار مرا منتهی الرّجا
2 سر کی فرود آیدم، الا به طوق تو؟ لالای کمترین توام، خالص الولا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به