1 ز بعد مدّت سالی که من نیاسودم به روز و شب زتمنّای جبّه و دستار
2 درین تفکّر بودم که بر چه نوع کنم ز بخشش تو تقاضای جبّه و دستار
3 ز انقطاع جرایت خود آن فتاد امروز که نیست ما را پروای جبّه و دستار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 از گلبن زمانه مرا بهره خار بود وزجانم روزگار نصیبم خمار بود
2 اکنون چه راحتست درین دور زندگی چون شد بهر زه آنچه ز عمر اختیار بود؟
1 مکن ای دوست اگر بتوان کرد هر چه از شور وز شر بتوان کرد
2 نه دل من که بیک غمزۀ تو عالمی زیر و زبر بتوان کرد
1 آنچه عشق تو در جهان کردست بالله ار دور آسمان کردست
2 مهر تو با دلم چه کین دارد؟ که دلم برد و قصد جان کردست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به