1 از ذوق صدای پایت، ای رهزن هوش وز بهر نظارهٔ تو ای مایهٔ نوش
2 چون منتظران به هر زمانی صد بار جان بر در چشم آید و دل بر در گوش
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 لطف ازلی، نیکی هر بد خواهد هر گمره را روی به مقصد خواهد
2 گر جرم تو بیعد است، نومید مشو لطف بیحد گناه بیعد خواهد
1 عشاق به غیر دوست، عاری دارند از حسرت آرزوی او بیزارند
2 و آنان که کنند طاعت از بهر بهشت عشاق نیند، بهر خود در کارند
1 پای امیدم، بیابان طلب گم کردهای شوق موسایم، سر کوی ادب، گم کردهای
2 باد گلزار خلیلم، شعله دارم در بغل نالهٔ ایوب دردم، راه لب گم کردهای
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به