1 از عشق خدا گر به سرت شور و نواست از حق بنما طلب دلت هرچه که خواست
2 با دیده حقبین بنگر خوبان را رخسار نکو آینه صنع خداست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 یکتا و مقدس است خلاق ودود از فیض وجود اوست امکان موجود
2 او واحد مطلق است و در ساحت او کفر است اگر کنیم اظهار وجود
1 هر دلی کز تو شود غمزده، آن دل شاد است هر بنایی که خراب از تو شود آباد است
2 ره به ویرانه عشق آر و برو در بر بند عقل را خانه تعمیر، که بی بنیاد است
1 ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او شد از میان منی و جلوه کرد نحن هو
2 من از میان چو شدم دوست در میان آمد مه آشکار شود ابر چون شود یک سو
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به