🌟 نیت کن و فال حافظ بگیر 🌟
ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار
ملک‌الشعرا بهار

بدرود گفت دولت از ملک‌الشعرا بهار قصیده 253

قصیده 253 ام از 1042 قصاید

بدرود گفت دولت قاجاری

🌙 حالت شب
شماره بیت
اندازه متن
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40

1 بدرود گفت دولت قاجاری مرگ اندر آمد از پس بیماری

2 فرجام زشت خویش پدید آورد کندی و کاهلی و سبکساری

3 وآمد به جای کاهلی و کندی جلدی و چیره‌دستی و هشیاری

4 وحشی ددیست پادشهی‌، کاورا نتوان نگاه‌داشت به عیاری

5 باریکتر ز موی بسی راز است زیر کلاهداری و سرداری

6 آنجا کمال و عقل و هنر باید آراسته به فره داداری

7 جودی فراخ دامن و چشمی پر فکری درست و چهری دیداری

8 بنهاده کارها همه با قانون وز قهر و خشم یافته بیزاری

9 وآن پادشه که باشد خودکامه باشدش کارکرد به دشواری

10 خوبی نقیض یکدگرش باید یک‌جای صدق و جایی مکاری

11 یک‌جای سادگی و جوانمردی یک‌جای گربزی و ریاکاری

12 یک‌جای چشم‌پوشی و بی‌باکی یک چای بیمناکی و بیداری

13 در دفع خصم آنچه سزا بیند بایدش کار بست به ناچاری

14 لیکن حذر ببایدش از این سه بخل و دروغگویی و غداری

15 * *

16 آنگه کجا نهد به جهان اقبال بنیاد بارگاه جهانداری

17 پیروزیست آلت کار آنگه آید امید و بیم به معماری

18 چون گشت کاخ دولت آماده عشق آید و جوانی و میخواری

19 تن‌پروری و نخوت از آن خیزد وز این دول‌، کاهلی و گرانباری

20 رندان چاپلوس فراز آیند بنهفته تن به جامهٔ درباری

21 هریک هوای خاطر خود جسته یعنی ز شه کنیم هواداری

22 نگذاشته نماز ولی زی شه هر دم نماز برده به طراری

23 چون‌سفلگان‌شوند فزون‌، گردند فرزانگان و پاکان متواری

24 دوری‌چو برگذشت بر این حالت آید زمان ضعف وگرفتاری

25 شه چون‌زبون وزار شود، خیزند غوغاییان و مردم بازاری

26 دیری بنگذردکه فرو ریزد آن کاخ دیر مانده به ستواری

27 هنگام ضعف وپیری پیش آید زان پس زمان مرگ و نگونساری

28 *‌ *

29 بنگر یکی به چشم خرد کایدون بر باد رفت دولت قاجاری

30 ملکی که دی به زور پدید آمد امروز ناپدید شد از زاری

31 حربست‌ زندگانی و اصحابش خون ‌خورده خوی کرده به خونخواری

32 خوار و اسیروار زید ناچار مردی که نیست حربی و پیکاری

33 کودک بپرور از پی آینده تا پر شود چو ماه ده و چاری

34 دولت بود به پرورش فردا قائم‌، نه فکر پاری و پیراری

35 کودک چو شد ز مدرسه در محفل پرسند ازو چه تازه و نو داری‌؟

36 دولت به جهد و همت پیش آید پاید سپس به نیکو رفتاری

37 زین حال نیست چاره به گیتی در کاین‌ حال‌ سنتی ‌است‌ چنین جاری

38 هر ملک را که داد بود بنیاد دیر ایستد چو کوه به ستواری

39 وان ملک را که ظلم بود بنیان زود اوفتد به مسکنت و خواری

40 شاهی به رایگان ندهد کس را این چرخ سالخوردهٔ زنگاری

ملک‌الشعرا بهار از شاعران بزرگ قرن 14 هجری می باشد و سبک شعری ایشان نوین است.
اثر بدرود گفت دولت قاجاری قصیده 253 ام از 1042 قصاید ملک‌الشعرا بهار می باشد
شعر قالب : قصیده سبک : نوین
عکس نوشته
کامنت
سوالات متداول درباره شعر بدرود گفت دولت قاجاری

شاعر شعر بدرود گفت دولت قاجاری چه کسی است ؟

شاعر شعر بدرود گفت دولت قاجاری ملک‌الشعرا بهار می باشد.

شعر بدرود گفت دولت قاجاری در چه دوره‌ای سروده شده است؟

این شعر در قرن 14 سروده شده است.

قالب شعر بدرود گفت دولت قاجاری چیست ؟

قالب شعر بدرود گفت دولت قاجاری قصیده است

سبک شعر بدرود گفت دولت قاجاری چیست ؟

سبک شعر بدرود گفت دولت قاجاری سبک نوین است

مضمون اصلی شعر بدرود گفت دولت قاجاری چیست؟

این شعر در دسته‌بندی اجتماعی, شعر فارسی, شعر کوتاه, طبیعت, عارفانه, عاشقانه, مرگ, می‌نوشی قرار دارد و مضمون اصلی آن اجتماعی, شعر فارسی, شعر کوتاه, طبیعت, عارفانه, عاشقانه, مرگ, می‌نوشی است.
ملک‌الشعرا بهار

بدرود گفت دولت از ملک‌الشعرا بهار قصیده 253

قصیده 253 ام از 1042 قصاید
بنر