1 فغان از دست آن کاتب که کلکش به بیش و کم نویسی شد فسانه
2 ز بیش و کم نویسیهای او شعر ز بحر و وزن ماند بر کرانه
3 نوشت از مثنوی بهرم کتابی که چون جویم ز نظم آنجا نشانه
4 نیابم زان نشانه جز بیاضی که دارد هر دو مصرع در میانه
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گفت شاها چو فیض جود تو داد قابلان را قبول استعداد
2 این تفاوت چراست در قابل این چرا مدبر است وان مقبل
1 رب تال یفوه بالقرآن و هو یفضی به الی الخذلان
2 خواجه را نیست جز تلاوت کار لیکن آن طرد و لعنت آرد بار
1 هم به هر قبه ای تو را روییست هم به هر جانبیت پهلوییست
2 پهلوی راست سوی گلشن غیب پهلوی چپ درین نشیمن ریب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به