1 مگر ز چشمۀ خورشید روز دولت تو ندید خواهد تا روزگار حشر زوال
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 خدایگان خراسان و آفتاب کمال که وقف کرد برو ذوالجلال عزّو جلال
2 یمین دولت و دولت بدو نموده هنر امین ملت و ملت بدو گرفته جمال
1 ای گرفته کاغ کاغ از خشم ما همچون کلاغ کوه و بیشه جای کرده چون کلاغ کاغ کاغ
1 عنبر است آن حلقه گشته زلف او یا چنبر است چنبر است آری ولیکن چنبر اندر عنبر است
2 اصل او از زنگ و بر یک اصل او سیصد شکن هر شکنجی را که بینی ز اصل او سیصد سر است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به