1 هر گه شعری برم بر ممدوح کند آنرا به نقد خود مجروح
2 من و ممدوح هر دو همکاریم حال هر یک چو می شود مشروح
3 نیست زر در میان، همه سخنست وزن بر ما ونقد بر ممدوح
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 دل ز غم عشق تو کی جان برد؟ تا که جفای تو برین سان بود
2 دست کش از دامن تو کوتهست هر نفسی سوی گریبان برد
1 در عشق تو دل بجان همی کوشد عاجز شد و همچنان همی کوشد
2 در سنبل تا بهار می پیچد با نرگس دلستان همی کوشد
1 دل من ز اندوه ننگی ندارد چو داند که شادی درنگی ندارد
2 نیالوده از خون جانم زمانه همه تر کش غم خدنگی ندارد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **