1 هر لاله آتشین دل سوختهای است هر شعله برق جان افروختهای است
2 نرگس که ز بار غم سر افکنده به زیر بیننده چشم از جهان دوختهای است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 اشک سحر زداید از لوح دل سیاهی خرم کند چمن را باران صبحگاهی
2 عمری ز مهرت ای مه شب تا سحر نخفتم دعوی ز دیده من و ز اختران گواهی
1 از صحبت مردم دل ناشاد گریزد چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد
2 پروا کند از باده کشان زاهد غافل چون کودک نادان که از استاد گریزد
1 نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟ بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد؟
2 به من که سوختم از داغ مهربانی خویش فراق و وصل تو نامهربان چه خواهد کرد؟
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به