1 آواره دلی کو روش خیر نداند پر آبله پایی که ره سیر نداند
2 عاشق هم از اسلام خراب است، هم از کفر پروانه چراغ حرم و دیر نداند
3 زنهار مکاوید دلم، کاین مغ سرمست آیین شر و قاعدهٔ خیر نداند
4 جز با دل عرفی نبرم نغمهٔ منصور کیفیت این زمزمه را غیر نداند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ممنون ترکتازی گردون دل من است آماده ی هزار شبیخون دل من است
2 هرگز نیامدش به غلط محملی به سر بیهوده گرد وادی مجنون دل من است
1 به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا دراز باد شبم با سحر چه کار مرا
2 مرا نشاط تماشا بس از بهشت وصال به قیمت کم و بیش ثمر چه کار مرا
1 وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست ساغر لب ریز کفر بر سر ایمان شکست
2 چون گل رخسار او، زآتش می برفروخت شمع شبستان گداخت، رنگ گلستان شکست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به