1 دلا منشین درین ویرانه چون چغد سوی مرغان قدسی آشیان پر
2 بود گیتی درختی سر به سر شاخ ولی جمله سوی یک اصل رهبر
3 ز هر شاخی سوی آن اصل ره جوی چو آن را یافتی از شاخ بگذر
4 نباشد شیوه مرغان زیرک نشستن هر زمان بر شاخ دیگر
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 رب تال یفوه بالقرآن و هو یفضی به الی الخذلان
2 خواجه را نیست جز تلاوت کار لیکن آن طرد و لعنت آرد بار
1 هم به هر قبه ای تو را روییست هم به هر جانبیت پهلوییست
2 پهلوی راست سوی گلشن غیب پهلوی چپ درین نشیمن ریب
1 گفت شاها چو فیض جود تو داد قابلان را قبول استعداد
2 این تفاوت چراست در قابل این چرا مدبر است وان مقبل
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به