1 ای تیره شده آب بجوی تو ز تو وز خوی تو بر نخورد روی تو ز تو
2 عشاق زمانه را فراغت داده است روی تو ز دیگران و خوی تو ز تو
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جمال لفظ فزای و کمال معنی گیر به رسم تهنیت عید از آفرین امیر
2 خدایگانی کز قوت خرد دل او بدست طبع نبودست هیچگونه اسیر
1 همیروم بمراد و همی زیم به امان بجاه و دولت و نام خدایگان جهان
2 سر ملوک جهان میر نصر ناصر دین سپاهدار خراسان برادر سلطان
1 چهار چیز بدو چیز داد نیز هم او بخلق زهد و امان و بدین صلاح و نظام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به