1 ز بخشندگان صحن عالم تهی شد قضا مرگ بخشید بخشندگان را
2 چنان نحس شد دور گیتی که گویی سعادت نمانده ست رخشندگان را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای تو را مملکت حسن شده زیر نگین نیست چون صورت شیرین تو صورت در چین
2 هست در زیر نگین مملکت عشق مرا تا تو را مملکت حسن بود زیر نگین
1 تا دلم در دست آن سیمین بر سنگین دل است زیر پای من ز آب چشم و خون دل گل است
2 جز جفای من نگردد در دل سنگین او بر ندارد سنگ خارا آنچه او را در دل است
1 لعبت لاغر میانی دلبر فربه سرین قامتت را سرو جفت و صورتت را مه قرین
2 سرو بالایی و مه سیما و جز من کس ندید ماه را لاغر میان و سرو را فربه سرین
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به