1 دی فرستاد قطعه ای سوی من نکته دانی ز زمره فضلا
2 کرده لفظی سه چار ازان به دو نیم تا کند عاجز از جواب مرا
3 گفتم اندر جواب او کای مف . . . . . . خر خلق خدا و قاضی حا . . .
4 . . . جت اصحاب متصف به فضی . . . . . . لت بسیار خواهمت به دعا
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هم به هر قبه ای تو را روییست هم به هر جانبیت پهلوییست
2 پهلوی راست سوی گلشن غیب پهلوی چپ درین نشیمن ریب
1 گفت شاها چو فیض جود تو داد قابلان را قبول استعداد
2 این تفاوت چراست در قابل این چرا مدبر است وان مقبل
1 رب تال یفوه بالقرآن و هو یفضی به الی الخذلان
2 خواجه را نیست جز تلاوت کار لیکن آن طرد و لعنت آرد بار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به