پیشگاه مرد دانا را گرامی دار و از وی سخن پرس و سخنش بشنو ,
2 بر مرد داننده خاموش باش سخن پرس و دیگر همه گوش باش
3 خردمند استاده در پیشگاه نگر تا چه گوید به بیگاه و گاه
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جهان جز که نقش جهاندار نیست جهان را نکوهش سزاوار نیست
2 سراسر جمال است و فر و شکوه بر آن هیچ آهو پدیدار نیست
1 قیصر گرفت خطهٔ ورشو را درهم شکست حشمت اسلو را
2 جیش تزار را یرشش بگسیخت چون داس باغبان علف خو را
1 قطعهای قلم پرتو بیضایی بود پرتو معنی و لفظش ید بیضایی بود
2 حب و بغض از پدران ارث به فرزند رسد مهر پرتو به من اجدادی و آبایی بود
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به