1 پنجه آمد مواقف عرصات که مطیعان بایستند و عصات
2 کرده آماده خالق داور بهر هر موقفی سؤال دگر
3 هر که گوید جواب خود به صواب طی هر موقفی کند به شتاب
4 ور نه در هر یکی ز سختی حال رنج بیند هزار سال و ملال
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پاره دوزی بود در اقصای ری مطمئن بر پاره دوزی رای وی
2 با خمیده پشتی از بار عیال داشت مشتی طفلکان خردسال
1 روزی از روزها کلیم خدا که زدی گام در حریم وفا
2 در شبانی به ره نهاد قدم بره ای کرد ناگه از رمه رم
1 ضعف پیری قوت طبعم شکست راه فکرت بر ضمیر من ببست
2 در دلم فهم سخندانی نماند بر لبم حرف سخنرانی نماند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به