1 چو سرنوشت کسی گشت در جهان کاری علاج نیست بجز رفتن از پی آنش
2 دم فرس چو پی راندن مگس آمد کند زمانه پس از مرگ هم مگس رانش
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 کند به راه تو پامال، آسمان ما را حباب آبله ی پاست موج دریا را
2 هوای کعبه ی کوی تو مضطرب دارد چو خیل مور سراسیمه، ریگ صحرا را
1 چو غنچه نیست نهان از کسی دفینهٔ ما کف گشاده بود همچو گل خزینهٔ ما
2 به هرکجا که به سنگی رسید، همچون موج بغل گشاده دود سویش آبگینهٔ ما
1 دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما آید پیاده گل ز گلستان به گشت ما
2 از کس مپرس آنچه به ما رفته زین محیط از سطرهای موج بخوان سرگذشت ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به