1 چو بنشید این سخن مرد گزیده جوابش داد و گفت ای نور دیده
2 شنو ده پند و شو آزاد از رنج که این ده پند باشد به ز صد گنج
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو خسرو دیدکان سرو سمنبر دلی دارد به بر از سنگ سختر
2 ره و رسم وفاداری نپوید همه همچون دل خود سخت گوید
1 چو شد بار دوم بر تخت، خسرو جهان را داد دیگر رونق از نو
2 گرفتش باز دولت عشرت از سر سعادت شد قرینش بار دیگر
1 دهم از هفتمین پندت نشانی اگر گوشت بود با من زمانی
2 به هر حالی که باشی، تا که بتوان ز کس هرگز مرنج و هم مرنجان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به