1 دمد از چاکهای سینه شیون، تا نفس دارم که چون دل، بلبل شوریده حالی در قفس دارم
2 نشد آسودگی حالی، نصیب کاروان ما به هر وادی خروش دلخراشی، چون جرس دارم
3 عجب رسمی ست شهرستان دنیا را تماشا کن که تنها من همین هشیارم و از پی عسس دارم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 خوش آنکه دل به یاد تو رشک چمن شود زلفت سمن، بهار خطت یاسمن شود
2 ریزم ز بس به یاد عقیق لبت سرشک دامن زکاوش مژه کان یمن شود
1 از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را آری خبر از درد کسی نیست کسی را
2 هر خیره سری چاشنی درد نداند از مائدهٔ عشق، چه قسمت مگسی را
1 بی باده سیه مست، شب از یاسمن کیست؟ فیض سحر از سینهٔ گل پیرهن کیست؟
2 نظّاره، خیال کِه در آغوش کشیده ست؟ حیران نگهی، آینه دار بدن کیست؟
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به