1 کفر از سر زلفین تو در عین حق است گل از رخ زیبای تو اول ورق است
2 از مشک جفا لاف مزن گر بینی کز بوی عرقچین تو چین در عرق است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای در نقاب حسن نهان کرده آفتاب خطّی بر آفتاب کشیده ز مشک ناب
2 آتش فکنده در جگر لاله عارضت وز برگ نسترن بر و رویت ببرده آب
1 که دیدهای که چو من در فراق یار بسوخت بسوخت آتش هجران مرا و زار بسوخت
2 مرا ببین و ز من اعتبار کن یارا اگر کسی نشنیدی کز انتظار بسوخت
1 ای پیک مشتاقان بگو این بی دل مشتاق را تا در چمن چون یافتی آن سرو سیمین ساق را
2 گر بر گلستان بگذری آنجا که دانی با منش اکنون به بستان بیشتر خاطر کند عشاق را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به