1 بزرگ آل پیمبر بزرگ حادثه ای که چون تویی بود اندر کف زمانه زبون
2 مقر عز تو ترمذ، ز درد رفتن تو همی بگرید و آنک سرشک او جیحون
3 اگر دو دیده من در غمت نه خون گرید حرام باد مرا نان و نعمت تو چون خون
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای خجل با روی و زلفت روز و شب مانده ام با روی و زلفت در عجب
2 رویت از روز است یا روز از رخت شب ز زلف توست یا زلفت ز شب
1 جهان جوان شد از این نوبهار تازه جوان بدین جوان نگر و تازه دار جان و روان
2 اگر ز برف سر کوه بود چون سر پیر زعکس لاله سر پیر شد چو روی جوان
1 نوبهار بدیع بی همتا همتی بذل کرد بر صحرا
2 تا به تاثیر بذل و همت او گشت صحرا بدیع و بی همتا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به