1 از ظلم حذر کن اگرت باید ملک در سایهٔ معدلت بیاساید ملک
2 با کفر توان ملک نگه داشت ولی با ظلم و ستمگری نمیپاید ملک
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 اشک سحر زداید از لوح دل سیاهی خرم کند چمن را باران صبحگاهی
2 عمری ز مهرت ای مه شب تا سحر نخفتم دعوی ز دیده من و ز اختران گواهی
1 نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟ بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد؟
2 به من که سوختم از داغ مهربانی خویش فراق و وصل تو نامهربان چه خواهد کرد؟
1 از صحبت مردم دل ناشاد گریزد چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد
2 پروا کند از باده کشان زاهد غافل چون کودک نادان که از استاد گریزد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به