1 بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت همی دراید در روی تو از آن آژنگ
2 اگر نخواهی بر دشت ساوه شو بنشین وگر بخواهی درشو بقلعۀ بشلنگ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بایسته یمین دول آن قاعدۀ ملک شایسته امین ملل آن خسرو دنیا
1 آفاق بپای آه ما فرسنگیست وز آتش ما سپهر دود آهنگیست
2 در پای امید ماست هر جا خاریست بر شیشۀ عمر ماست هرجا سنگیست
1 چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان بیروان تن پیکری پاکیزه چون بی تن روان
2 گر بجنبانیش آبست ، ار بلرزانی درخش ور بیندازیش تیرست ، ار بدو یازی کمان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به