1 چون بر کشی آن بلارک گوهردار بر مرکب تازی فگنی زین افزار
2 هر موی جداگانه بر اندام سوار فریاد همی کند که : شاها ، زنهار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 خوش و نکو ز پی هم رسید عید و بهار بسی نکوتر و خوشتر ز پار و از پیرار
2 یکی ز جشن عجم جشن خسرو افریدون یکی ز دین عرب دین احمد مختار
1 جشن و نوروز دلیلند بشادی بهار لاله رخسارا ، خیز و می خوشبوی بیار
2 طرب افزای بهار آمد و نوروز رسید باز باید شد بر راه طرب پیش بهار
1 ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتری تیره شب بر روی روشن مشتری در ششتری
2 از شکر بر نقره داری دانۀ یاقوت سرخ وز شبه بر عاج داری حلقۀ انگشتری
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به