1 چون ماه نو از حلقهبهگوشان توایم چون رود خروشنده خروشان توایم
2 چون ابر بهاریم پراکنده تو چون زلف تو از خانهبهدوشان توایم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شب این سر گیسوی ندارد که تو داری آغوش گل این بوی ندارد که تو داری
2 نرگس که فریبد دل صاحبنظران را این چشم سخنگوی ندارد که تو داری
1 من کیستم ز مردم دنیا رمیدهای چون کوهسار پای به دامن کشیدهای
2 از سوز دل چو خرمن آتش گرفتهای وز اشک غم چو کشتی طوفان رسیدهای
1 نسیم عشق ز کوی هوس نمیآید چرا که بوی گل از خار و خس نمیآید
2 ز نارسایی فریاد آتشین فریاد که سوخت سینه و فریادرس نمیآید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به