1 چون اشتیاق من به تو افزون ز شرح بود ممکن نشد که شرح دهم اشتیاق را
2 از وحشت فراق تو تلخ است روز من اندازه جز خدای نداند فراق را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای تو را مملکت حسن شده زیر نگین نیست چون صورت شیرین تو صورت در چین
2 هست در زیر نگین مملکت عشق مرا تا تو را مملکت حسن بود زیر نگین
1 لعبت لاغر میانی دلبر فربه سرین قامتت را سرو جفت و صورتت را مه قرین
2 سرو بالایی و مه سیما و جز من کس ندید ماه را لاغر میان و سرو را فربه سرین
1 تا دلم در دست آن سیمین بر سنگین دل است زیر پای من ز آب چشم و خون دل گل است
2 جز جفای من نگردد در دل سنگین او بر ندارد سنگ خارا آنچه او را در دل است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به