1 چون به بنفشه ستان کز شب دیجور زاد تازه سمن ها شکفت ار نفس بامداد
2 گویی هر زر و سیم که داشت در مغز دل خاک به رخ برفشاند سنگ به دل در نهاد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 این آتش مبارز و این باد کامگار وین آب تیز قوت و این خاک مایه دار
2 ضدند و ممکنست که با طبع یکدگر از عدل شاه ساخته گردند هر چهار
1 چیست آن کاتشش زدوده چو آب چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
2 نیست سیماب و آب و هست درو صفوت آب و گونه سیماب
1 خویشتن را سوار باید کرد بر سخن کامگار باید کرد
2 طبع خود را به لفظ و معنی بر تازه چون نوبهار باید کرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به