1 چون صبح درآمد به جهانافروزی معشوقه به گاه رفتن از دلسوزی
2 میگفت و گری که با من غم روزی صبحا ز شفق چون شفقت ناموزی
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 عشق تو از ملک جهان خوشترست رنج تو از راحت جان خوشترست
2 خوشترم آن نیست که دل بردهای دل در جان میزند آن خوشترست
1 عشق تو دل را نکو پیرایهایست دیده را دیدار تو سرمایهایست
2 تیر مژگان ترا خون ریختن در طریق عشق کمتر پایهایست
1 تا رنگ مهر از رخ روشن گرفتهام بیرنگ او ببین که چه شیون گرفتهام
2 دریای من غذای دل تنگ من شدست دریای کشتیی که به سوزن گرفتهام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **