1 هر که را دسترس بنقره و زر باشد و بهره بر ندارد هیچ
2 وانکه بر آب زندگانی خویش تخم خیرات می نکارد هیچ
3 ابر او بر زمین تشنه دلان خشکسال کرم نبارد هیچ
4 صفر باشد بپیش ابن یمین صفر را کس چه میشمارد هیچ
5 نقد او بر محک صرافان بپشیزی عیار نارد هیچ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 یکچند بکام دلم ایام زمان داد تا عاقبتم قبله اقبال نشان داد
2 المنه لله که مرا درگه پیری لطف ازلی بار دگر بخت جوان داد
1 دوش این سیمرغ زرین بال یعنی آفتاب گشت در مغرب نهان حتی توارت بالحجاب
2 از شفق شد چرخ مینا گون عقیق افشان چنانک خنجر کیخسرو از خون دل افراسیاب
1 آنکه دست و دل او مظهر جود و کرم است وانکه در داد و دهش صد چو فریدون و جم است
2 قدوه و قبله شاهان جهان خواجه علی یاور ملک عرب داور ملک عجم است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به